تبليغاتX
آرمان طلبان

 

 
رسانه ،دموکراسی وگروههای فشار

 

 

                                                                        

 

در مقالات گذشته تا حدودی به وجود تشکل های اعلام شده ونشده ا ی اشاره گردیدکه بصورت بسیار موثر بر روند سیاسی واقتصادی  کشور ها اثر میگذارند ونقش تعیین کننده ای  ایفا میکنند. (اگر نخوانده اید) . در معنی این تشکل ها

آمده است : گردهمایی اشخاص دارای هدفهای مشترک که تحقق هدفهای خود را از راه اقدام سیاسی برای تاثیر گذاشتن بر سیاست عمومی جستجو میکنند. منافع یاد شده دارای خصلت سیاسی یا اقتصادی هستند. زیگلر(از فلاسفه سیاسی متاخر) در تعریف دیگری بر این مفهوم آورده است: توده سازمان یافته ایکه در تلاش برای تاثیرگذاری بر تصمیمات حکومتی است بی آنکه بکوشد اعضای خود را در مقامات رسمی حکومت قرار دهد .بدین سان می توان نتیجه گرفت که گروههای فشار واسطه ای هستند که بدان وسیله دارندگان منافع مشترک می کوشند بر جریان امور عمومی تاثیر دلخواه را بگذارند.بررسی ویژگیهای اصلی گروههای فشار حیطه عمل یا ابعاد کارکرد آنها در نظام سیاسی جدید را آشکار خواهد کرد .این گروهها مراحل زیر را برای

تحقق بخشی اهدافشان از تاسیس تا عمل وآغاز دوباره دور باطل خود انجام میدهند:

1-  منافع شخصی : این نفع ریشه تاسیس گروه های فشار است وافراد دارای منافع شخصی مشترک گرد هم می آیند تا با تشکیل آن برای منافع خود مبارزه کنند .واعضای برجسته نهادهای تاثیر گذار را با بندهای نا دیدنی زیر نظر خود میگیرندوهرچه بزرگتر میشوند بر این بندها نیز افزوده میشوند.

2-  وابسته پروری :در حلقه دوم اینان بدنبال افرادی برای تشکیل ستون پشتیبان میگردند تا آنها را به اشکال مختلف در سیستم ها رشد دهند ودرحین این رشد دادن ها وام دار خود نمایند تا در مواقع نیاز یا بواسطه نمک گیر شدن یا تطمیع وگاهی هم با تهدید بر افشا شدن عیوب مختلفه منویات خود را عملی کنند واین دربسیاری از کشورها تا حد نفوذ بر قوه مقننه ومجریه وقضاییه دربالاترین سطوح دامنه پیدا میکند.

3-  موج تبلیغات وپروپاگاندا :در این مرحله بر یکی یا ترکیبی از سه استراتژی زیر میپردازند. یا به فریب قوه تعقل مردم متوسل میشوند واین کار را از راه انتشار گزارشهای ویژه سخنرانیها واجتماعات وکنفرانسها ی مطبوعاتی وبحث های بظاهر علمی انجام میدهند و یا از راه ترغیب وتحریک عواطف نفرت وترس عشق یا غیره استفاده میکنند تا عقیده ای را تغییر دهند یا برای جلب توجه به خواستهای خود تاکتیک آفرینش محبوبیت کاذب را بکار میبرند وبا تبلیغات ودرخواست ویژه از رای دهندگان یا مردم نفوذ قابل توجهی بر مساءل سیاست عمومی برجای میگذارند.

4-  بکار گیری اقتصاد زیرزمینی :برای تامین  هزینه های کلان اینگونه برنامه ها باید قدرت اقتصادی را نیز تصاحب کنند که هم مهمترین اولویت برای ارضائ منافع شخصی است وهم اینکه ابزاری برای کسب سایر منافع نامشروع که اغلب به اقتصاد زیر زمینی و میپردازند وپول های حاصل از فعالیت های ناسالم  را صرف  تبلیغات انتخاباتی میکنند .

پس گروههای فشار در بستر لیبرال دموکراسی نقش عمده ای بازی میکنند وهرگاه که احساس نیاز کنند بدون مسئولیت نهادهای سیاسی را زیر شلاق بی رحمانه ترین فشار ها قرار میدهندتا منافع مورد نظرشان را تامین کنند.واگر این اقدامات به  منافع عمومی  ورفاه همگانی آسیب آشکاربزند بجای آنها گروه حاکم زیر سوال رفته ومتضرر خواهند شد تا دور آینده آنانکه حافظ منافع عالیجنابان سایه نشین هستند انتخاب شوند. ارسطو بزرگترین ایراد دموکراسی را حکومت غیر نخبگان میداند زیرا مردم در معرفت باهم دیگر یکسان نیستند ونخبگان کمتراز مردم عادی بوده (ازنظر آماری) هر فرد جدای از این خصوصیات  یک رای مساوی با دیگری دارد وعموم مردم  همواره در معرض فریب تبلیغاتی هستند تا راه برای ادامه سیطره نا پاکان که زیاده خواهی های نامشروع را در سر دارند هموار کنند ومتاسفانه قبل از همه دودانتخابهای غیر صحیح در چشم ایشان خواهد رفت. تبلیغات ورسانه در این شرایط ابزار هدایت شده اما کار آمد دست یافتن به آرائ توده هااست که  با استفاده از اصل ( همه مردم آن چیزی را  میپذیرند که منافع  شان راتامین کند وخوشایند ذائقه ایشان قرار گیرد) وچون انتخاب نامزد مورد اقبال در دنیای مجازی دست سازرسانه در ذهن انسان شکل میگیرد رسانه حکم دهلی را بازی میکند که غالبا صدایش از دور خوش است .وهمواره این دهل بظاهرتوخالی است که صاحبان زر وزور وتزویر از آن برای فریب افکار عمومی استفاده میکنند. افکار عمومی در طبقات مختلف اجتماعی بسته به میزان آگاهی ومعرفت به یکی از این منافع قانع وفریفته میشوند که شماره یک  نازل ترین منافع وچهارم متعالی ترین آنهاست ضمن اینکه هرفرد حق دارد ازهر  4دسته آنها بهره ببرد ونبود هریک از این 4 هدف آسایس را از زندگی سلب میکند .

1-     منافع آنی وکنونی فردی

2-     منافع آتی وفردایی فردی

3-     منافع آنی وکنونی جمعی

4-     منافع آتی وفردایی جمعی

برای  فریب وتاثیر گذاری بر  گروهی که در دهک های پائین جامعه همواره در پی لقمه ای نان وتامین حد اقل های زندگی بشدت در مضیقه اندومنافع آنی وکنونی فردی برایشان در اولویت نیازهااست اقدامات ریاکارانه ای چون توزیع قند وشکروبرنج و... در محلات پایین شهر چاره ساز است غافل از اینکه سعی در این است که با توزیع این اقلام که شاید قوت نهایتا دوهفته باشد را در مقابل ضایع کردن قوت سالیان متمادی معامله کنند وبروند ودیگر هم آنطرف ها پیدایشان نشود مگر انتخابات آینده.ولی رسالت مثبت وارزشی رسانه دردموکراسی دینی و شناخت وکشف کاندیدا های  واقعا صالح وکار آمد وروشنگری افکار عمومی وحفاظت از آنها در مقابل هجمه های تبلیغاتی واقدامات تخریبی گروههای فشاراست واین در جهت هر چهار دسته منافع یادشده جامعه انقلابی واسلامی ماست تا گامی بسوی تحقق دولت کریمه که زمینه ساز حکومت موعود عج است نزدیک شویم .قطعا بدینوسیله خواهیم توانست با تعمیق آگاهی های عمومی وکمک به انتخابی درست وسالم از پشیمانی های بعدی تا حدود زیادی بکاهیم .در مقالات بعدی باز هم در این باره خواهیم نوشت.

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

جای خالی محاسبات هزینه وفایده در تصمیمات ما

محاسبات هزينه وفايده حلقه گم شده ما در تعاملات شخصي

محاسبه هزينه وفايده  مهمترين ركن تصميم گيري است ومفهومي بسيار ساده دارد كه ما از آن آگاهيم شايد برخي در عين آگاهي انسجام واشراف كاملي را در داشته هاي خود بوجود نياورده اند و به همين دليل در مراحل تصميم گيري بهره چنداني از آن نمي برند ولي مطالعه نوشتار پيش رو ميتواند اين نقيصه را رفع كرده ومنشاء تحولي عظيمي در رفتار شود. واژه هزينه وفايده را مدام از زبان مفسران سياسي ونظامي ميشنويم  ولي اصل موضوع ومعني آن چيست؟ تعريف ساده  آن يعني اينكه هر فردي هنگام تصميم گرفتن براي انجام بدنبال كسب فايده اي است وبدست آوردن فايده مستلزم پرداخت هزينه .محاسبه هزينه فايده  براي فايده مورد انتظار ارزش گذاري ميكند وهزينه هاي لازم را براي كسب آن فايده را مورد قيمت گذاري قرار ميدهد.

 بعبارتي ساده قيمت تمام شده فايده مورد انتظار محاسبه ميشود وهريك را در كفه اي از ترازو قرار ميدهد تا بسنجد كدام طرف سنگين تر است كه 3 حالت محتمل بر وقوع هستند

1-    كفه فايده سنگين تر وارزشمند تر از كفه هزينه هاي مورد نياز است

2-    كفه هزينه سنگين تر از كفه عايدات ومنفعت ناشي از انجام عمل است

3-    كفه هزينه وفايده  مساوي .

براي هريك از اين محاسبات راهي در پيش روست

گزينه اول : انجام چنين عملي كاملا معقولانه است وبايد در انجامش ترديدي نداشت

گزينه دوم : انجام چنين عملي مقرون بصرفه نيست ومبادرت به آن كاملا غير معقولانه است وعامل چنين عملي  بجاي نفع بخود ضرر ميزند. قيمت توليد فايده بيشتر از قيمت فروش آن است پس توليد آن سودده نيست زيان ده است .ومبادرت به كار زيان ده ديوانگي.

 

گزينه سوم : انجام چنين اقدامي بيهوده است ونوعي درجا زدن است ودر اين دور وزمانه درجا زدن يعني پس رفت ودر واقع چنين احتمالي كاملا رد است كه دو كفه برابر شود زيرا زمان بزرگترين هزينه ايست كه ما براي انجامش مي پردازيم وقدر وقت طلاست. عمل بيهوده را قرآن لغو مينامد واز خصوصياتي كه براي مومنان آورده است اعراض از انجام عمل لغو است (ان المومنون ان اللغو معرضون)حالا اين محاسبه چگونه به زندگي وتصميمات ما مربوط است . يك مثال : سوار تاكسي شده ايم وطبق معمول راننده بجاي اينكه هر مسير را 75تومان حساب كند به بهانه نداشتن 25توماني از ما 100تومان كسر ميكند ما هم در مسير احقاق حق خود اقدام به جروبحث ودرگيري با اين راننده خوش حساب ميكنيم  وكار به كلانتري ميكشد .

محاسبه هزينه فايده  اين رويداد واينكه چه تصميمي در اين اثني بگيريم بهتر است .

حساب فايده : در صورت موفقيت در انجام تصميممان مبني بر گرفتن حق 25 توماني اگر به صددرصد هدف تعيين شده برسيم  يك سكه 25 توماني  به جيب مان برخواهد گشت .

حساب هزينه ها :

1-    از زمان شروع نزاع  اعصاب  وروانمان تا حد بسيار بالايي ملتهب خواهد شد واين هزينه اي بسيار بالاست.

2-  اگر كار به درگيري فيزيكي بكشد كه بعيد نيست احتمال ضرر جاني ويا حداقل ضرر پاره شدن لباس وجود دارد كه اين هزينه اي حداقل قيمت خريد يك پيراهن مردانه را در برخواهد داشت

3-    دونفر آشنا ما را در حين نزاع خواهند ديد و.....

4-    اگر كار به كلانتري بكشد وخداي نكرده ما راننده را مضروب كرده باشيم مبلغ ديه به هزينه ها اضافه ميشود .

5-    حداقل يك روز كاري را در كلانتري خواهيم گذراند (هرروز چند در آمد داريم)

6-    در صورت ارجاء به دادگاه .....

يك سوال اگر در راهرو دادگاه پاسگاه ويا پس از خراشيده شدن صورتمان ويا وقتي كه بدون رفتن به پاسگاه با اعصابي خورد ودستاني لرزان از صحنه احقاق حقوق حقه مان دور ميشويم حاضريم چقدر خرج كنيم تا زمان به عقب برگردد تا بدون اينكه صحبت 25 توماني زايع شده را بكنيم بي سر وصدا از تاكسي پياده شده وبا خيالي راحت به ادامه برنامه روزانه مان بپردازيم؟ فكر كنم حداقل به 25000تومان راضي باشيم . پس آيا اقدام به هزينه كردن  اين قيمت گزاف عاقلانه است آيا عمل به چنين تصميمي را شما معقولانه مي پنداريد؟

پس سهم عصبانيت در بروز رفتارهاي خارج از كنترل وبدون محاسبه بسيار بالا است و سياست عرصه واقعيت وبقول غربي ها عرصه رئال است وهرچه كه خارج از واقعيت است رادربرنمي گيرد پس ما هم كمي واقع بين وواقع نگر باشيم هررفتار خارج از كنترل همواره عوارض خارج از كنترل را در بر خواهد داشت واين يعني عدم استفاده از تدبير ودر اين شرايط كنترل از دست خارج ميشود وما مدام بدنبال دلايل نا پيداي ناكامي ها وضررها مي گرديم وهرچه بيشتر بگرديم كمتر پيدا ميكنيم .

در تعاملات سياسي هم اين محاسبات نقش عمده اي دارند آيادرگيري مرزي بسيار محدود كه بين چند سرباز از طرفين كه منجر به كشته شدن يكي از سربازان شود مي تواند بهانه براي شروع جنگ ميان دوكشور شود ودو كشور با هزينه كردن جان سربازان بيشماري ضمن افزايش تلفات انساني از يك به(؟) موجب وارد شدن ضرر به اقتصاد    توريسم    سرمايه گذاري خارجي   تورم م     ناسبات تجاري وسياسي بين دو كشور وغيره  شود .آيا رهبران وسياست مداران وسران نظامي كشورهاي مختلف حق انجام چنين اعمال بي حساب وكتاب را دارند؟ وميتوانند با سرنوشت ملتي چنين بي تدبيرانه بازي كنند ؟

ياد حديثي از مولاي متقيان علي (ع) افتادم كه ميفرمايند : عصبانيت دو بخش دار قسمت اول ديوانگي وبخش دوم پشيماني.

پس  :چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيماني ؟

از ياد نبريم عصبانيت وانجام اعمال خارج از حساب وكتاب يعني كار غير عاقلانه و....

اين محاسبات در هرسطحي از تعاملات فردي وخانوادگي واجتماعي  راه گشاست به شرطي كه خود را عامل به دانسته هايمان تربيت كنيم.  

پس نكته دوم اينكه هر پاسخي به تهديدات وتعرضات بايد متناسب باشد كه افزايش كاهش ويا حفظ سطح مخاصمه وساير محاسبات در ادامه كار بايد لحاظ شود كه در نوشتار هاي آينده در صورت تمايل مخاطبان به آن خواهم پرداخت كه عمده ترين مباحث حول تئوري بازيها وكنترل بحران ها وتاكتيك هاي غالب مورد استفاده در اين خصوص در بر خواهدبود .

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در شنبه پانزدهم دی 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

امنیت یعنی زندگی بی هراس وآسایش

نکته  :امنیت مدنظر نوشتار حاضر با امنیت تصوری ما که واژگانی جون تروریست وجاسوس واغتشاش ویا حمله نظامی را در ذهن تداعی میکند ضمن اینکه آن نیز یکی از اجزای امنیت است ولیکن مدنظر بنده جلوه همه گیر وهمه جانبه آن است وبیشتر به تعمیم آن به زندگی شخصی استیا بعبارتی زندگی با خیال راحت که میوه ای شیرین را بما حاصل میدهد پس محدود نگری نکنیم تاار آن میوه در تمام شئون زندگی استفاده کنیم.

داشتم به این فکر میکردم هرکس در زندگی اش دغدغه هایی دارد ومدام در حال پیگیری جهت رفع این دغدغه هاست ودر هرفردی نمودی منحصر بفرد دارد شاید این محصول شرایط وموقعیت خاص هر فرد یا انتظارات متفاوتی است که فرد از زندگی دارد .یکی مادیات را یکی دیگر معنویت ومذهب را یکی محبت ونوع دوستی را یکی پست ومقام را یکی مهم بودن را و... دنبال این بودم که چه دغدغه ای مشترک است وکدام واقعا باید دغدغه باشد وکدام ساخته ذهن وتصور ماست . این هم ازجمله سئوالاتی بود که ازوجودش همه آگاهیم واین آگاهی حضوری است مانند ترس وخوشحالی وغم وشادی که نیازی به یادگیری آن نیست وما بدون آموزش آنرا در ضمیرمان احساس میکنیم پس راه حل تفلسف وفکر کردن واستفاده از نظر افرادی که سابقا این راه را طی کرده اند وادغام آنها با همدیگر .پس از کمی اندیشیدن دیدم هرکسی با عنوانی به دنبال یک هدف است  وآن هدفی نیست بجز رسیدن به امنیت پایدارویا همان خیال راحت . بدون درنگ ذهنم بسوی تعریف امنیت از منظر علوم سیاسی  رفت واین شد راهگشای حل معمای چرا همه دغدغه دارند واینکه چگونه به امنیت پایدار یعنی آسایش وخوشبختی برسیم. امنيت، از نيازهاي اوليه‌ زندگي به شمار مي‌رود که از ديرباز مورد توجه و از دغدغه‌هاي بشر بوده است. بنابراين، به ‌راحتي مي‌توان ادعا كرد كه تاريخي به درازاي زندگي بشر دارد و اگرچه در طول دوران‌هاي مختلف، ابعاد و ابزار آن متحول شده. واژه‌ امنيت، برگرفته از ماده «امن»، در لغت به معناي ايمني، بي‌هراسي، اطمينان، آرامش و آسودگي است.،وهرکس درجایی که گمانش میرود آنرا جستجو میکند یکی در پول ویکی در..... در عرصه ملی وبین الملل هم نظریات مختلفی وجود داشته ودارد ولی برخی کلا رد شده اند یا مواردی به آنها افزوده شده زمانی امنيت به معناي فقدان تهديدات نظامي تلقی میشد وحالا موارد مختلفی را نیز به آن افزوده اند که تهاجم اقتصادی تهاجم سیاسی وتهاجم سایبرنتیک وتهاجمات فرهنگی هم کم تر ازتهاجم نظامی آسیب رسان وتهدید کننده بقانیستند دفاع خاص دفاع نظامی ونبرد معطوف به کارزار نظامی نیست جایی که بدون تهاجم نظامی میتوان به اهداف رسید چرا لشکر کشی؟ ولی اگر محل جستجوی امنیت  ما قرین بواقع نباشد روزی خواهیم فهمید که سرمایه عمرمان از دست رفته ولی هنوز به امنیت نرسیده ایم.بی هراسی از چه می تواند سایر هراس ها را نیز از بین ببرد یا ابعاد مختلف بی هراسی در زندگی فردی خانوادگی واجتماعی چیست. بنده در این نوشتار بدنبال بیان عقایدم در خصوص چگونگی نیل به امنیت در زندگی شخصی خانوادگی وشهری است ومثال های که میزنم را به نسبت ارتباط دهید. امنیت میتواند برای ما اقتصادی فرهنگی اجتماعی سیاسی نظامی ویا امنیت های روان ساخته که وجود خارجی ندارند (بهتر است بگوییم احساس ناامنی در عین امنیت یاتوهم نا امنی و یاتوهمات احساس امنیت در عین ناامنی ) کدام برایتان در زندگی خانوادگی مهم است زور بازو(امنیت نظامی)شغل در آمد و تراز مالی دخل وخرجتان قرض ووام وقسط وطلب هایتان وامکانات زندگی تان از نظر خوراک پوشاک ومسکن و..(امنیت اقتصادی)وضعیت  فرهنگی پوشش گویش نشست وبرخاست وکلاس خانواده ومیزان پایبندی به ارزش های هنجاری جامعه ومذهب(امنیت فرهنگی) تعداد فرزند وسن ازدواج ومیزان جمعیت خانواده  ومیانگین سنی خانواده و اینکه برای سالهای پیری کسی را همراه خواهید داشت ومسائلی از این دست وتعاملات شما با جامعه (امنیت اجتماعی) میزان ارزشی که شما در تصمیم سازی در خانواده اجتماع ومحل اشتغال  خود دارید ومستقیما با پیشرفت شغلی شما مرتبط است(امنیت سیاسی) بی شک هیچ یک نمی تواند به تنهایی امنیت وبی هراسی را برای فردی به ارمغان آورد و غفلت از هر كدام، مي‌تواند منبع عمده‌اي براي ناامني باشد.وباید امنیت را سقفی در نظرگرفت که بر روی پنج ستون اقتصاد سیاست فرهنگ اجتماع ونظامیگری ایستاده است .امنیت همپایه سلامت است برای وجود(( چوعضوی بدرد آورد روزگار دگر عضو هارا نماند قرار))یعنی اگریکی از ستونهای امنیتی ما تهدید شود ناامنی بسایر حوزه ها هم کشیده میشود مثلا تهدید وضرر اقتصادی  برحوزه های دیگر زندگی هم سرایت میکند .البته حدیثی از امام صادق (ص) در این خصوص یادم آمدکه میفرمایند : دو نعمت است که تا از دست نرود وجودش را قدر نمی دانیم یکی سلامت دیگری امنیت  .یا آن که قد رعافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید. امنیت علاوه بر همه‌جانبه بودن، مقدمه‌ برقراري عدالت و آزادي در جامعه است وکوشش هدفمند وآگاهانه بی شک مارا به آن خواهد رساند .

ولی نتیجه گیری اینکه جامعه ما ذاتا امنیت فرهنگ محور دارد وبا در معرض خطر قرارگرفتن فرهنگ ما شاخص نا امنی به سایر حوزه های سیاسی واجتماعی واقتصادی وسیاسی کشیده میشود پس باید از فرهنگ شروع کنیم وبنظرم عمده ترین کار فرهنگی در جهت برقراری امنیت وبی هراسی  باید ضمن توجه کامل به سایر حوزه های امنیت به اصل فرهنگ ما ن برگردیم .نظر كارشناسان مسائل امنيتي به طرح «جماعت امنيتي» جلب شده است. طراح اصلي اين نظريه كارل دويچ است. در اين روی‌كرد، بيش از زبان قدرت يا عوامل مادي، عناصر ديگري چون معرفت يك‌سان، نيروهاي عقيدتي و تأثيرات ناشي از محيط هنجاري يك‌سان، که همان فرهنگ است توجه شده وفرهنگ چاره کار دانسته شده است. واصل فرهنگ ما اسلام وآموزه های ناب آن است زیرا بجز امنیت یاد شده فوق به امنیت اخروی  نیز توجه دارد که این همان آسایش واطمینان قلبی است که بی هراسی از مرگ  بخشی از مواهب آن است با اين همه، نظريه‌ سياسي اسلام، فراي همه‌ نظريات بشري است. اسلام ديني الهي است و بنابراين، با آگاهي به تمام جوانب امور، دستورالعمل‌هاي لازم را در هر مسئله دارد.اخلاق اسلامی وزیبنده شدن واقعی شهروندان به آن نقش عمده ای درپیدایش جماعت امنیتی  دارد وبطور کلی هیچ دین ومذهبی نمی تواند مانند اسلام امنیت آفرین باشد  توجه خاص اسلام به ابعادي چون فرهنگ، سياست، اقتصاد، اجتماع، خانواده و قضاوت، با تأكيد بر وجوه فردي، جمعي، داخلي و بين‌المللي و ارائه نكات و دستورهاي مهم در هر زمينه، نگاه همه‌جانبه‌ اسلام به امنيت را مي‌نمايد. بنابراين، سيستم امنيتي ويژه‌اي مبتني بر دستورهاي اسلامي برقرار خواهد شدوآن همان چنگ زدن به ریسمان الهی است و ميزان اين امنيت به حد اعلی نخواهد رسید مگر در حکومت ولی عصر وزمان عج وتلاش در تحقق آن تاحد امکان . واین همان انتظار واقعی برای ظهور است نه انفعال ونه اینکه همه کارها را محول به پس از ظهور کردن. لذا در ترسيم هر استراتژي موفق امنيتي در سطح فردی وخانوادگی واجتماعی(قابل توجه کاندیداهای محترم مجلس هشتم : آیا میدانید این است وظیفه شما تنها آسفالت کشی را وعده نفرمایید مردم در تاکسی ها میگویند همه انها آسفالت کارند خواهش میکنم ضره ای  هم بروز باشید )  باید جوانب را از منظر اسلام دید و همه جانبه ترسیم کرد تا همواره بی هراس بود اصلی ترین وظیفه نهضت تولید علم وجنبش نرم افزاری  ونمایندگان منتخب مجلس وسایر مسئولان تصمیم گیر وتصمیم سازطراحی سیستم های بومی واسلامی کارآمد برای بخش های مختلف یاد شده است اگر این کار انجام شود امنیت بصورت کامل محقق خواهد شد حتما مقاله کلیک کنیدرابخوانید تا حضور ذهن ایجاد شود ومطالب کاملا درک شود وبه عبارت دیگر همانگونه که سازمان رزم برای نیروهای نظامی تعریف شده سازمان رزم اقتصادی  فرهنگی  سیاسی واجتماعی هم منطبق با این اصول طراحی شود ودیگر از پیکان سیستمی یاد شده در مقاله کلیک دیگراستفاده نکنیم   .تا حداقل  مانند آن مرد با خدایی باشیم  که نان وپنیر را میخورد ولیوانی آب گوارا مینوشد واز ته دل خدا را شکر میگوید وبا آسایش سر بر بالین میگذارد یعنی امنیتش برقرار است ولی از یاد نبریم گاهی وقتی از حل مسئله ای عاجزیم (فنون چاره اندیشی لازمه بقااست)بجای سعی در حل مسئله صورت مسئله را با کتمان آن پاک میکنیم واین هم نقطه مقابل توهم ناامنی است که من به آن توهم امنیت میگویم  . نکند بدنبال حل مسئله نرویم و مانند آن میلیاردری که چلو کبابش را با دلهره ونگرانی مادیات میخورد ودر کافی شاپ با کلاس می نشیند وهنگام نوشیدن کاپو چینو بفکر دور زدن غیر اخلاقی وغیر قانونی حریفان ومالیات وغیره است تا مگر امنیت اقتصاد نامشروع محور وآلوده به حق الناس وحق الله  را نامشروع تامین کند وشب  ها چون میداند خیالش راحت نیست در پارتی شبانه اش مست کند تا هیچ نفهمد ونباشد (خودکشی مقطعی) واین دلهره  مادام العمرراساعاتی احساس نکند  شاید پس از مدتی هم تصمیم به خودکشی اساسی وکامل ودائمی بگیرد که کم هم مشاهده نشده .وزمانی میتوان برنامه های یاد شده را پس از ترسیم واجرا مفید وکارساز دانست که مردم (من وشما) این آسایش وامنیت را در زندگی خودمان احساس کنیم . ولی نقش مردم وشهروندان در ایجاد این جامعه وامنیت خود ساخته شان انکار ناپذیر است .این تفکرات میتواند در عمومی  سازی وهرچه فرهنگ محورترکردن امنیت  کمک کندوجامعه امنیتی مذکور رامحقق نماید وبا اینکه خیلی نمای غیر انتفاعی دارد ولی بزرگترین منفعت را به شهروندان دست اندر کار برای بی هراس سازی محیط زندگی کمک می کند  .وآگاه سازی وترغیب به تفکر وتعقل که از خصوصیات آموزه های اسلامیست باید در همه ضمینه ها باب شود وهرکاری توسط هر شهروند با آگاهی کامل سود وزیان عمل انجام شود که اگر جامعه اخلاقی شکل بگیرد مطلقا اقدامات خطر ساز وضرر آفرین بحال اجتماع را انجام نخواهد گرفت .در نوشتار آینده به تعمیم محاسبات هزینه وفایده وتئوری بازیها در زندگی خانوادگی وشغلی خواهم پرداخت که چگونه عمومی سازی این معلومات میتواند آمار طلاق قتل ودرگیری های خیابانی و..راکاهش دهد بدون اینکه هزینه چندانی صرف کرد  .ویک انتقاد چرانظر نمی دهید واین گفتمان را دوطرفه کنیم بهتر از جاده یکطرفه است

 

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

ناعدالتی را عدالت نخوانیم تاحاجی شویم

عید سعید قربان برتمام مسلمین ورهروان صراط مستقیم مبارک باد انشاء حج حاجیان قبول وخداوند حجش را برای هر آرزومندی نصیب فرماید . اطراف ما افرادی مشاهده میشوند که همواره ودرهرصورت  منتقد هستند ومدام ایراد میگیرند شاید بگویید بنده هم از این دستم ولی میدانم درایت مخاطبان بسیار بالاتر از این حرف هاست ومن تا (ب )را از بسم الله میگویم نون پایان را در مییابند صحبت سر عید قربان وحج است .داشتم تو یکی از مجالس به حرف عالمی گوش میکردم که با نهیبش حواسم جمع تر شدداشت میگفت آهای آقاییکه تمطع کافی داشتی ویک بار خانه خدارفته ای دیگرنرو وخدارادر منی نجوی سعی مابین صفا ومروه تومحلات فقیر نشین وخانواده های نیاز مندیست که شاید درهمسایگی شماست .حج یکبار واجب است دومین وسومین بار را من که نشنیدم.... راست میگفت با خود اندیشیدم ومثالهای فراوانی از این حجاج نمادین وتوریستان مذهبی یافتم حاج آقا برای خودش شان میداند که هر رمضان را در خانه خدا باشد وشکمش همیشه در آفساید است ومدعی است که... عدالت واخلاص لب کلام دیانت واسلام است عدالت یعنی قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش واخلاص یعنی برای خدابودن وفی سبیل الله بودن آیا این در جامعه ما جاافتاده است  تحریف در قرآن  راه ندارد ولی در اسلام فراوان نفسیر به رای داریم در مفاهیم قرآن هم همینطور یعنی روح ومعنی واقعی را در طور دیگری جا میاندازیم که دراینصورت همه چیز از سر جایش خارج میشود و مینویسیم ناعدالتی ومیخوانیم عدالت .فی سبل الله بودن هم همینطور است چشم باز میکنیم ومیبینیم شده ایم

فی سبیل مقام

فی سبیل پول

فی سبیل شهرت

فی سبیل حزب وگروه مطلوبمان

وفی سبیل هر چیزی که غیر خداست ودراین صورت است که صورت باسیرت فرق فوکوله وچون اعمال بانیت سنجیده میشود فردای قیامت غافلگیر میشویم ومیبینیم حج مان رافی سبیل اللهی نزده اندفی سبیل غیر الهی زده اند ومیشود آنکه نباید بشود مخلص کلام حاجی شدن در قربانی کردن ابراهیم وار اسماعیل تمایلات برای رضای خداست واین در تمام شئون زندگی مصداق دارد خداوند حج حاجیان راقبول وبه ماهم حج با معرفت وتوفیق ضبح اسماعیل تمایلات غیر الهی را نصیب کند وآنروزی که پس از یک دودوتا چهارتای ساده دریابیم در محاسبات هزینه وفایده هرچیزی برای خدا ضبح کردنیست حتی امام حسین ، که یکی از القابش ضبیح الله است یعنی ضبح شده برای خدا همه چیز حل میشود وجامعه دیگر از برخی مسائل رها میشود هر زمان بجای شوراهای هماهنگی جبهه های اصلاح طلبان واصولگرایان ومابقی طیف ها شورای هماهنگی جبهه عدالت برای جهاد فی سبیل اللهی خدمت به خلق الله بصورت واقعی تشکیل شود (البته نه در قالب الفاظ وشعارها) جامعه آرمانی تحقق یافته وضمینه ظهور حجت الله فراهم است وبا این عمل ما با حجی مقبول درشئون مختلف بسوی حضرت رفته ایم (نه اینکه بنشینینیم ایشان بیایند وما درب خانه را آب وجارو کنیم)  انشاءالله ...

 

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در جمعه سی ام آذر 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

شهروند بی خاصیت نبودن

 شهروند بی خاصیت نبودن

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات ادامه مطلب

 
در باره ما

 التزام به قانون اساسی ونظام جمهوری اسلامی ایران از جمله خصوصیات نگارنده است غالبا افراد دفتر خاطرات ودل نوشته هایی دارند ولی اکنون زمان تبادل اطلاعات با استفاده از امکانات ارتباطی است که محصور در مکان نمی باشد لذا بر آن است تا با به اشتراک گذاشتن دغدغه های اجتماعی اش زمینه ای برای تبادل سازنده افکار وبهانه ای برای گفتمان ایجاد نماید باشد که توفیقات الهی هم در این مسیر شامل حالش گرد واین گفتمان هدفی دنبال نمی کند بجز تبادل وایجاد متقابل تاثیرات مثبت در سایه علم و آگاهی ومعرفت . انشاءالله


نويسندگان

پيوندهاي روزانه

 


لینک دوستان


آمار


طراح قالب
مهدی خاتمی