درماههای اخیر اخباری پراکنده ولی بدون انقطاع از بروز سرقت های دریایی در خلیج عدن در خبرگذاری های مختلف کشور وجهان منتشر شد . دزدان دریایی در سال میلادی جاری دست کم به 100 کشتی و قایق در آب های خلیج عدن و سواحل سومالی حمله کرده اند.در این جریان 2 کشتی ایرانی نیز هدف این سرقت ها قرار گرفت .2 سال قبل هم گزارشی درخصوص تصور سازی افکار عمومی مبنی بر اینکه هنوز هم در جهان پیشرفته امروزی دزدان دریایی وجود دارند وبه حرفه خود ادامه میدهند هم بگونه ای گزرا منتشرگردید . عقبه فعالیت این گروه را سرزمین ثروتمند وپرهرج ومرج سومالی نامیده وآنها دزدان دریایی سومالی نامگذاری کردند. پیشنهاد امریکا به سازمان ملل واسرار برای کسب اجازه جهت ورود ارتش امریکا برای تعقیب دزدان دریایی نشانه ای از بروز یکسری اقدامات کاملا مشابه نظیر آنچه در افغانستان وسپس عراق رخ داد را برای شنونده تداعی میکند .وبی گمان پی میبریم که حتما دزدان دریایی هم مانند طالبان والقائده و...سربازان پیش قراول امریکا برای ایجاد مقدمات تهاجم وسلطه ( ایجاد بهانه ای برای اقدام واهریمن سازی وهمراه نمودن افکار عمومی ) است .
این احتمال با اظهارات آقای «صبري انوشه» كارشناس ارشد امور شمال آفريقاي وزارت امور خارجهایران که رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد ترتیبات امنیتی منطقه ای در دریای سرخ وخلیج باب المندب است وبر این اساس دزدان دریایی سومالی را تجهیز وهدایت میکند قوت میگیرد .
روزنامه «الجمهورية» چاپ ليبي در همين باره نوشت: جادالله الطلحي، نماينده ليبي در سازمان ملل، گفته است كه «شواهدي در دست داريم كه اسرائيل همدست دزدان دريايي خليج عدن است.»
وي افزود: دقيقا هنگامي كه برخي از كشتيهاي تجاري، از جمله كشتي ليبيايي راه جديدي براي فرار از دزدان برگزيده بودند، پيامهايي از اسرائيل دريافت كردند كه از آنها خواسته شده در مسير آبهاي بينالمللي حركت كنند تا در دامان دزدان دريايي گرفتار شوند!
ليبي همچنين از ورود ناو اسرائيلي به سواحل سومالي اظهار نگراني كرده و آن را خلاف قوانين دريايي دانسته است.
«عماد جاد»، از تحليلگران مركز مطالعات سياسي الاهرام ميگويد: اگر وضعيت اين گونه باشد؛ شاهد ركود فعاليتهاي تجاري و ترانزيتي كانال سوئز خواهيم بود.
گفتني است، هر ساله 180 هزار كشتي تجاري از كانال 190 كيلومتري سوئز گذر كرده و نود هزار ميليون تن كالا كه معادل 5.7 درصد تجارت جهاني است، از اين كانال ترانزيت ميشود و درآمد روزانه دولت مصر از اين كانال 150 ميليون دلار اعلام شده است.
با این اوصاف مطالعه دقیق سخنان صبری انوشه بسیار مفید وقابل اعتماد است :
به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس،«صبري انوشه» كارشناس ارشد امور شمال آفريقاي وزارت امور خارجه شنبه طي سخناني در مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري به بررسي تحولات خليج عدن و نقش قدرتهاي بيگانه در آن پرداخت.
انوشه با اشاره به فروپاشي سومالي بعد از سقوط دولت "زيادبره" كه نقش زيادي در بروز تنش در شاخ آفريقا داشت، گفت: زماني كه دولت سومالي در سال 1991 سقوط كرد، اين كشور دچار آشوب شد و كل منطقه دچار بحران شد. آمريكا كه از گذشته به دنبال ايجاد پايگاهي در سومالي بود تحت پوشش نيروي UN وارد منطقه شد و با محمد فرح عديد وارد جنگ شد و بعد از آن تا 15 سال سومالي دچار بحران بود، به طوريكه اين كشور در حال حاضر فاقد نظام سياسي است و هر منطقه توسط يك جنگ سالار اداره ميشود.
وي با يادآوري اينكه در سومالي 6 قبيله مهم زندگي ميكنند و ميان اين قبايل هميشه به سر قدرت و ثروت جنگ و درگيري است، افزود: برخي نخبگان اين منطقه به دنبال احياي سومالي بزرگ شامل جيبوتي، سومالي، موگاديشو، بربره، اوگادن و فيندي هستند، بر اين اساس سومالي همواره با همسايگان خود دچار مشكلات ارضي است.
اين كارشناس وزارت امورخارجه گفت: علاوه بر اين دولت سومالي هنوز مدرن نشده و جامعه اين كشور مدني نيست، سومالي هم اكنون كمتر از 10 شهر مدرن دارد و اساس زندگي اجتماعي در اين كشور بر اساس فرهنگ قبيلهاي و اقتصاد چوپاني است و در 15 سال اخير از سال 1991 تا سال 2006 در سومالي نهادهاي مردمي و سنتي به نام دادگاههاي اسلامي شكل ميگيرد.
وي با بيان اينكه اكثر اين دادگاهها توسط قبيله هاويه شكل گرفته است، يادآور شد: اين رويداد پس از 11 سپتامبر اتفاق افتاد و آمريكا از اين بابت احساس خطر كرد بنابراين سعي داشت با آنها مبارزه كند، قبيله هاويه بعد از 15 سال فرودگاه و دانشگاه موگاديشو را بازگشايي كرد و در نتيجه دادگاههاي اسلامي اين كشور به سمت ثبات حركت كرد.
وي افزود: همزمان با شكلگيري دادگاههاي اسلامي، نهادهاي دولتي نيز در سومالي وضعيت خود را در صحنه سومالي تثبيت كردند و آمريكا با دخالت CIA همكاري با جنگسالاران را آغاز كرد و در يك ائتلاف امنيتي - نظامي تحت عنوان "دموكراسي عليه تروريسم" صحنه سياسي اين كشور را دچار آشوب كرد اما ظرف 2 ماه اين جنگ سالاران آمريكايي در سومالي شكست خوردند، دوستان آمريكا دخالت سيا در سومالي را تقبيح كردند اما حمله ارتش اتيوپي با حمايت نظامي آمريكا همچنين حمايت كنيا از اين حمله باعث شد تا شاهد افول دادگاههاي اسلامي در اين كشور باشيم.
انوشه با اشاره به اين كه بعد از اين جريان شاهد بروز پديده دزدان دريايي سومالي هستيم، گفت: افكار عمومي اكنون با اين سوال مواجه هستند كه اين ماهيگيران چگونه كشتيهاي بزرگ را به تسخير در ميآورند چرا كه مجموعه دزدان دريايي 1100 نفر و مسلح به سلاحهاي سبك و نيمه سنگين مدرن مجهز به دستگاههاي مخابراتي، دستگاههاي دريانوردي و تعيين خطوط حركت كشتيها در دريا هستند.
صبري انوشه با اشاره به اينكه آشيانه اين دزدان دريايي "پنتلند" است، اظهار داشت: بعد از فروپاشي دولت سومالي، اين كشور تجزيه شد به طوريكه اكنون سومالي شامل سومالي لند به مركزيت "بربره" است، منطقه پونتلند از سومالي جدا شد و در 1998 از سومالي بزرگ جدا شد، اين منطقه ساحلي است و به صورت خودمختار اداره ميشود و مركز فعاليت اتيوپي و اسرائيل است، بر اين اساس ميتوان حدس زد كه اسرائيل اين دزدان دريايي را هدايت و تجهيز ميكند.
وي با اشاره به اينكه آشفتگي سياسي در سومالي نيز به فعاليت اين دزدان دريايي ميدان ميدهد، تصريح كرد: از اين گذشته اختلافات ميان كشورهاي منطقه نيز باعث ميشود اين منطقه روي آرامش نبيند، اين تنشها به پديده دزدان دريايي كمك ميكند تا اين كشورها تلاشي براي مبارزه با اين پديده نكنند. عامل ديگر آمريكا است، اين منطقه از نظر عبور كشتيهاي نفتكش و عبور لولههاي نفتي عراق است و براي آمريكا حياتي است، در جنگ اعراب و اسرائيل نيز اين منطقه اهميت زيادي داشت و آمريكا در جنگهاي منطقهاي بسيار روي اين منطقه حساب باز ميكرد.
كارشناس ارشد وزارت امورخارجه با بيان اينكه اين منطقه حد فاصل ناوگان ششم در مديترانه، ناوگان پنجم در خليج فارس و ناوگان هفتم در اقيانوس هند است، افزود: در دكترين رياست جمهوري نيكسون اين منطقه اهميت ويژهاي داشت و بعد از بستن كانال سوئز، آمريكا نيروي واكنش سريعي براي بازكردن تنگه تشكيل داد و بعد از فروپاشي سومالي آمريكا تلاش زيادي كرد كه در اين كشور حضور يابد، بر اين اساس آمريكا اكنون يكي از پايگاههاي مهم خود را در جيبوتي داير كرده است و 3 هزار نيرو مستقر در آن حضور دارند.
وي اضافه كرد: آمريكا ارتباط نزديكي با جنگسالاران سوماليايي دارد و بر اساس گزارشهاي دقيق اين جنگ سالاران تبديل به دزدان دريايي شده و مجهز به سلاحهاي آمريكايي هستند.
انوشه در ادامه خاطرنشان كرد: متهم بعدي اسرائيل است كه در سالهاي اخير تلاش كرده عمق راهبردي خود را افزايش دهد، اكنون اسرائيل به حضور خود در درياي سرخ و خليج عدن سرعت بخشيده است. اسرائيل از ابتداي شكلگيري به دنبال ايجاد جايي در خليج عقبه بوده كه مثلث دلتاي سينا، خليج عقبه و كانال سوئز را شامل ميشود، اسرائيل با تصرف روستاي «ام رشراش» مشرف به خليج عقبه در سال 1951سعي كرد در خليج عقيه حضور يابد.
وي در ادامه گفت: با تصرف اين منطقه در سال 2004 مصريها اعلام كردند كه اين منطقه فلسطيني است و اكنون بندر ايالات در آنجا ساخته شده است و نبض اقتصادي اسرائيل در اين منطقه ميزند، كل سواحل اسرائيل در درياي سرخ 11 كيلومتر است و اين كمترين ميزان سواحل است. بعد از جنگ 1956 غزه در اختيار مصر بود ولي با حمله اسرائيل به غزه و اشغال سينا جنگ سوئز رخ داد و بعد از يك سال اسرائيل عقبنشيني كرد.
انوشه با اشاره به اينكه بعد از جنگ شش روزه در سال 1967 موقعيت اسرائيل در خليج عقه تقويت شد و از همان زمان اسرائيل نيروي دريايي خود را تقويت كرد، گفت: با بستن بابالمندب اسرائيل تلاش كرد حضور خود را بعد از سال 1973 در درياي سرخ افزايش دهد. بعد از جنگ چهارم اعراب اسرائيل با اتيوپي نيز قراردادهاي امنيتي بستند و جزايري را اجاره كردند و از اين طريق كنترل تنگه بابالمندب را در اختيار گرفتند.
وي افزود: اسرائيل به دنبال اين است كه درياي سرخ غيرعربي باشد و به دنبال بينالمللي كردن آن است و بروز ناامني در منطقه زمينههاي زيادي براي اين خواست اسرائيل را فراهم ميكند، بنابراين براي اين منطقه 2 سناريو وجود دارد اول امنيتي كردن درياي سرخ است و دوم بينالمللي كردن امنيت اين منطقه است. اعراب از سال 1948 به دنبال ايجاد ترتيبات امنيتي در درياي سرخ بودند اما به دليل تشتت ميان خود و همچنين دخالت عوامل بيروني هميشه ميان آنها درگيري وجود داشت خصوصا عربستان و مصر براي 20 سال جنگ سرد داشتند.
انوشه در ادامه خاطرنشان كرد: درگيري ميان رژيمهاي راديكال و محافظهكار مانع از چيدمان امنيتي در اين منطقه شد و اين كاملاً به نفع اسرائيل بود.
انوشه با اشاره به اينكه اعراب به دنبال ايجاد ترتيبات امنيتي منطقهاي در درياي سرخ و خليج باب المندب نيستند، گفت: با بروز پديده دزدان دريايي كشورهاي عربي احساس خطر كردند و اگر اين منطقه بينالمللي شود حاكميت اعراب زير سوال ميرود چون نيروي دريايي اسرائيل بسيار قوي است. اكنون مصر بيشترين خسارت را از اين بحران ميبيند چرا كه درآمد اين كشور بسيار كاهش يافته است و اقتصاد توريسم و صدور نفت مصر دچار خسارت شده است.
وي در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبني بر اينكه ارتباط اين تحولات و پيامدهاي آن براي منافع و امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران چيست؟، گفت: اگر اين پديده كنترل نشود آمريكا به بهانه مبارزه با دزدان دريايي بهانهاي براي مداخله و اشراف بر معابر دريايي پيدا ميكند و اجازه بازرسي از كشتيهاي ايراني را پيدا خواهد كرد.
انوشه درباره روند بينالمللي شدن امنيت منطقه نيز گفت: كشتيها اقدام به اسكورت كشتيهاي خود ميكنند و اين مساله باعث حضور ناوگانهاي نظامي جهاني شده است و از اين گذشته ناتو به طور رسمي نيرو به منطقه فرستاده است.
اين كارشناس وزارت امورخارجه در ادامه يادآور شد: ناوگاني هم از يگانهاي دريايي نظامي اسپانيا، انگليس، فرانسه و آلمان وارد منطقه شدهاند. قبلاً هم آمريكا يگانهاي مختلفي در منطقه داشت و شوراي امنيت هم تاكنون 3 قطعنامه مستقيم درباره اين منطقه صادر كرده است.
وي در ادامه گفت: تلاش اعراب كنترل بحران است چرا كه آنها ميخواهند مانع از دخالت ناوگانهاي نظامي در يمن شوند، آنها همچنين جديتي براي جلوگيري از جهانيشدن ترتيبات امنيتي منطقه ندارند.
صبري انوشه در پايان خاطرنشان كرد كه در اين صورت حضور و نقش ايران در ترتيبات امنيتي خليج فارس كمرنگ ميشود.
نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در اقدامی غرور آفرین يك ناوگروه جنگی خود رابه خلیج عدن اعزام کرد.
يك مقام عالي رتبه نيروهاي مسلح نيز در گفتگو با خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، با تأييد حضور ناوهاي ايراني در منطقه آفريقا و خليج عدن، در خصوص ارتباط اين حضور ناو گروه ايراني در خليج عدن و موضوع مقابله با دزدان دريايي تاكيد كرد: خليج عدن يك منطقه بينالمللي است و اگر قرار است امنيت كشتيها در اين منطقه تامين شود بايد شرايط دقيق بينالمللي براي آن تعريف شود. نيروهاي مسلح ايران نيز تابع دستورات مافوق بوده و هرگونه تصميمي را كه به آنها ابلاغ شود با كمال دقت و رعايت زمانبندي پيشبيني شده، به اجرا خواهند گذاشت.
تحول وپیشرفت توان دفاعی ایران ونیز انسجام سیاسی کشور شرایطی را پدید آورده است تا نیروهای مسلح ایران بتوانند اقداماتی را انجام دهند که امنیت کشور ومنافع ملی را در محلی خارج از محدوده مرزهای جغرافیایی خود تامین کنند وامنیت بدون مرز را ایجاد نمایندواین یعنی گذر ایران از حد واندازه های تنها یک قدرت منطقه ای بودن.یقینا اگر این سیاست های دفاعی در دوران های گذشته انجام میشد افغانستان وعراق اشغال نمیشد ودایره مرزهای تا به این حد تنگ نگردیده بود .همسویی نیروهای سیاسی ونظامی و مردم تحت رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری درکنار توانمندی های جدید دفاعی موهبتی الهی برای کشور در این مقطع حساس تاریخی است که باید قدر دانسته شود.