تبليغاتX
آرمان طلبان

 

 
یزدان همان نان ودلقک خودمان است

مطلبی در وبلاگ همشهریمان رسول جعفری نظرم را جلب کرد ومواردی را به آن اضافه میکنم خیلی جالب نوشته است حتما بخوانید. واشاره شان به درج تصویر یزدان همان خواننده محلی وخیابانی شهرمان است موارد یک تا سه چکیده قلم ایشان است ومابقی را قلم ایشان مرا بذوق آورد ونوشتم.
1.مطبوعات باید مستقل وصدای ملت باشند تا بتوانند تلنگری برای (سیاست پیشگان سیاست زده باشند)
2. نباید از موضوعات جدی واضطراری چون دریاچه ارومیه ومشکلات زیست محیطی آن چشم پوشید وقبول دارم بلاگرها کار مثبت ومنسجم انجام دهند
3. موسیقی خاطره ساز است ووقتی تکه را در موقعییتی میشنوی درسال ها بعد بمحض شنیدن دوباره باز به آن حال وهوا برمیگردی    وحالا چه مربوط به یزدان.....؟
یزدان را از کودکی میشناسم اورامرحوم پدرم بمن شناساند آن موقع هم کنار خیابان میخواند البته کمیته گاهی مساعدتش میکرد غالبا در خیابان امام وخیام .ایشان همیشه به یزدان پول اندکی میداد و مورد محبت لفظی قرار میداد من هم که از ترانه هایش چیزی دست گیرم نمی شد تا اینکه روزی گفتم بابا چی میخواند ؟پدرم گفت من هم درست نمی دانم ولی از ترانه های اصیل آذری است من فقط از آهنگش خاطرات خوش بیاد دارم اضافه کرد آن روزها که اینطوری ها نبود صد نفر یک تلوزیون نداشت گفتم عجب خسته کننده  گفت نه عزیزم خسته کننده نبود وقتی جمعه ها  مردم میرفتند باغ توت وهرخانواده ای بساطی برای خودش پهن میکرد یزدان میامد برای هرکس میخواند وپولی میگرفت مردم صاحب خاطره میشدند ویزدان صاحب نان آنموقع هم جوان بود ........  چند سال بعد که بزرگ شده بودم خواستم سئوالی بکنم که پدرم بگویید پسرم دارد مردی میشود داشتیم خیام کفش برایم میخریدیم گفتم چطوری کسی مرد میشود  گفت با عدالت .سخاوت وبابزرگواری گفتم تکلیفی بمن بده  موزیک متن یزدان هم صدای غالب جوخیابان خیام بودگفت نگذار نزدت بکسی ظلم کنند (اگر سخنت نافذ است) نیکی به کسی کن که امید تلافی از آن نداری (دست نیازمندان را بی ریا بگیر) هرچه برای خودت دوست داری بای ندار ها هم بخواه گفتم مثلا چی فرمود مثلا لبوی گرم را برای دخترک مکدی هم بخواه   همیشه فکر نکن با پول دادن خوبی میشود کرد نه با زبان شیرین گفتار بهتر میشود فرمود برای ارضای مطامع خودت حریص نباش  چشمم به یزدان افتاد که میخواند مرد میان سالی هم یک اسکناس هزار تومانی را زیر دستی داشت تو جیب یزدان میگذاشت ولبخند میزد وضرب آهنگ یزدان هم چند ثانیه ای شدت گرفته بود عمل به توصیه های پدرم را در وجود آن مردوزن میان سال دیدم ودریافتم این سنن مردانگی وجوانمردی ریشه در فرهنگ بومی واسلامی ما دارد وپی به شیوع آن در نسل قبل از خودمان وحالا با دیدن تصویر یزدان در یک نشریه استانی امید وار شدم که دارد این مهربانی به نسل مانیز کشیده میشود راستی ما که دستمان به دهنمان میرسد آیا تکلیف در کمک به افرادی مثل یزدان نداریم آیا خواندن یزدان به آن مرد میان سال وهمسرش واقعا هزار تومان ارزش داشت  بیشک نه ارزش واقعی آن لذتی است که مردانگی گذشت سخاوت وبزرگواریبه آدم میدهد  بیایید بغل دستی مان را دوست داشته باشیم وبه منش پدران نمان عمل کنیم  یزدان وامسال یزدان بهانه اند  والسلام 

نوشته شده توسط اصغرخاتمی در شنبه بیست و چهارم آذر 1386     بيان انتقادات و پيشنهادات

 
در باره ما

 التزام به قانون اساسی ونظام جمهوری اسلامی ایران از جمله خصوصیات نگارنده است غالبا افراد دفتر خاطرات ودل نوشته هایی دارند ولی اکنون زمان تبادل اطلاعات با استفاده از امکانات ارتباطی است که محصور در مکان نمی باشد لذا بر آن است تا با به اشتراک گذاشتن دغدغه های اجتماعی اش زمینه ای برای تبادل سازنده افکار وبهانه ای برای گفتمان ایجاد نماید باشد که توفیقات الهی هم در این مسیر شامل حالش گرد واین گفتمان هدفی دنبال نمی کند بجز تبادل وایجاد متقابل تاثیرات مثبت در سایه علم و آگاهی ومعرفت . انشاءالله


نويسندگان

پيوندهاي روزانه

 


لینک دوستان


آمار


طراح قالب
مهدی خاتمی